مراسم بزرگداشت یازدهمین سالگرد شهادت دو سرو سرفراز آزادی و مردمسالاری و استقلال ایران شهیدان داریوش فروهر و پروانه فروهر روز یکشنبه یكم آذرماه ۱۳۸۸ از ساعت ٣٠/١٦ الی ١٩ بعد از ظهر در خانه آن دو شهید واقع در خیابان سعدی شمالی خیابان هدایت كوچه شهید مرادزاده پلاك ٢٢ برگزار می گردد.
هم میهنان:
چهارشنبه یكم آذر ماه سالگرد شهادت شهیدان داریوش فروهر و پروانه فروهر، رهبران حزب ملت ایران، رهروان راستین نهضت ملی ایران و مصدق بزرگ است. با شركت خود در آئین بزرگداشت این فرزندان خلف ملت، از خون به ناحق ریخته شده آنها پاسداری كنید.
زمان: یکشنبه یكم آذر ماه ۱۳۸۸ ساعت ٣٠/١٦ الی ١٩ بعد از ظهر
مكان: خیابان سعدی شمالی، خیابان هدایت كوچه شهید مراد زاده پلاك ٢٢ خانه فروهرها
دبیرخانه حزب ملت ایران

علی نجاتی رئیس هیات مدیره ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که قرار است برای طی دوره ی شش ماهه ی حبس خود به زندان برود، در نامه ی تازه ی خود خطاب به کارگران، از آن تقاضا کرده است به یاری سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه آمده و ضمن حمایت های مادی و معنوی از خانواده های کارگران بازداشت شده، به حبس فعالین کارگری و سندیکایی اعتراض کنند. هم اکنون چهار نفر از اعضای سندیکای مذکور در زندان هستند.
کارگران!
همه می دانند که کارگران هفت تپه در چند سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند. از جمله ی این خواسته ها، دریافت حقوق معوقه و پرداخت به اندازه ی اضافه کاری و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است.
ما میدانیم برای به دست آوردن مطالبات و خواسته های خود چاره ای جز اتحاد و دست یابی به تشکل مستقل از کارفرما و دولت نداشته و نداریم.
ما بنا به تجربه ی کسب شده توسط خودمان و تجربیات ِ هم طبقه ای هایمان در ایران و دیگر نقاط دنیا دریافتیم که چنانچه امکانی برای دفاع از حقوق کارگران باشد باید از آن تا جایی که به ضد خودش تبدیل نشود استفاده کرد اما بسیاری از نهادها و سازمان های جهانی که به نام کارگران و در ظاهر برای دفاع از حقوق ما بنا شده اند بیشتر به سرابی شبیه هستند که کارگران را دلخوش کنند و به زبان ساده تر کارگران را گول بزنند تا به جای تکیه به نیروی خودشان و هم طبقه ای هایشان امیدهای بیهوده وتوهم به آنان داشته باشند.
از طرفی در داخل کشور سال هاست که کارگران مجبور شده اند تا فقط و فقط تشکلی به نام شورای اسلامی کارداشته باشند.
وقتی نمایندگان کارگران، اساسنامه و عملکرد این تشکل باید مورد تایید دولت و حتا کارفرما باشد دیگر چگونه میتوان امید داشت که این تشکل از حقوق کارگران دفاع کند؟ زیرا کارفرما ها و سیستم ِ پشتیبان آنها، نمیخواهند که حق و حقوق کارگران به آنان برسد.
کارگران هیچ چاره ای ندارند جز اینکه به نیروی خود و دیگر کارگران تکیه کنند و تشکل های مستقل کارگری خود را بنا کنند.
هر وقت کارگر یا کارگرانی در هر کجا دچار مشکل میشوند به جز کمک گرفتن از حمایت و نیروی کارگری نمیتوان مشکلات را برطرف کرد.
در نامه ی پیش گفته بودم که اکنون نمایندگان کارگران هفت تپه، فقط و فقط به خاطر ایجاد تشکل مستقل کارگری و دفاع از مطالبات بر حق کارگران هفت تپه، زندانی هستند و طبیعتا خانواده های آنان در این مدت شش ماهه نیاز به حمایت از طرف کارگران دیگر دارند.
من روی حمایت مادی- معنوی توسط کارگران و نه جاهای دیگر تاکید میکنم. زیرا اعتقاد دارم این کارگران هستند که باید به داد ِ هم طبقه ای هایشان برسند. به قول معروف این شتری است که در خانه ی همه ی ما میخوابد. و ما کارگران به جز یکدیگر کسی را نداریم.
کارگرانی که خواهان ِ حمایت از این پنج نفر و خانواده هایشان هستند میتوانند به هر اندازه که در توانشان است، از طریق شماره حساب بانکی اینجانب ( به شماره ۰٣۰۲٨۹۵۱٨۰۰۰٨ سیبا- بانک ملی ایران شعبه هفت تپه کد ۶۵۷۹ به نام علی نجاتی)، کمک های مادی خود را واریز کنند.
به نظر من، بعد از سال ها اکنون تجربیات کارگری به آن اندازه ای هست که بتوان به عنوان یک سنت کارگری این موضوع را جا انداخت که هر گاه کارگرانی در جایی به مشکل برمیخورند این کارگران هستند که لازم است از یکدیگر حمایت کنند.
ما در هفت تپه، بنا به مسولیتی که کارگران در انتخابات و مجمع عمومی در آبانماه ٨۷ بر دوشمان گذاشتند به عنوان نمایندگان انان تلاش کردیم که از حقوق و مطالبات آنان دفاع کنیم.
ما متهم به تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی شدیم. همه میدانند که ما به جز خواسته های کارگری، مطالبات دیگری نداشته ایم. ما را به زندان محکوم کردند. هم اکنون چهار نفر از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در زندان دزفول محبوس هستند و من که نفر پنجم باشم از روزهای آینده در جمع ِ انان خواهم بود و ایام حبس من اغاز خواهد شد.
من میدانم که ما در طول این مدت فعالیت در کارمان نقاط قوت و ضعف ِ بسیار داشته ایم. من شخصا همیشه از دریافت ِ تجربیات کارگری دیگر و نیز انتقادات سازنده، استقبال کرده ام. هنوز هم امید دارم که کارگران دلسوز با نظرات خود کمکی برای تقویت فعالیت های کارگری ما باشند. البته بسیاری اوقات هم به جای نقد، یعنی بررسی نقاط قوت و نقاط ضعف و از همه مهم تر پیشنهاد راه های عملی و شدنی برای پیشبرد مبارزاتمان، نظراتی شنیده ایم که آنچنان در فضای غیرواقعی و بهتر بگویم تخیلی طرح شده اند که هیچ گونه امکان پیاده کردن این نظرات در دنیای واقعی و به دست کارگران وجود نداشته است. اگرچه از طرفی نظرات و تجربیات دوستان ِ بسیاری برای ما بسیار سازنده بوده است.
امیدوارم در این مدت شش ماهه، علاوه بر کمک های مادی، و از آن مهم تر برای حمایت های معنوی از نمایندگان کارگران هفت تپه، تمام کارگران و فعالان دلسوز با دوری کردن از هرگونه مباحث حاشیه ای، با اتحاد هر چه بیشتربا تمام نیروی خود برای دفاع از حقوق کارگران هفت تپه و نمایندگان محبوس آنان تلاش کنند. نباید گذاشت که این دوره ی حبس، بدون ِ اعتراضات ِ کارگران در هر کجا به زندانی شدن این چند نفر و دیگر کارگران زندانی از جمله اقایان اسالو و مددی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، بگذرد. ما در زندان، اخبار ِ اقدامات شما را خواهیم شنید و از آن دلگرمی خواهیم گرفت.
با تلاش برای ِ اتحاد ِ هرچه بیشتر کارگران
علی نجاتی
رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
۲۱ آبانماه ۱٣٨٨
شوش – خوزستان – ایران
گلاویژ نادری : بیست و نهم اکتبر روز جهانی کوروش نامیده شده است و از دیرباز پارسیان و دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان آن را گرامی داشته اند. این روز به مناسبت تکمیل تصرف امپراتوری بابل به دست سربازان ایران و پایان دوران ستمگری در دنیای باستان نامگذاری شده است. 2548 سال پیش در همین ماه اعلامیه تاریخی کوروش در زمینه حقوق افراد و ملل انتشار یافت و استوانه کوروش نامیده شد. با فریدون جنیدی پژوهشگر و نویسنده درباره این روز گفت وگو کردیم.

- علت نامگذاری این روز چه بود و بر چه اساسی 29 اکتبر را به نام روز جهانی کوروش نامگذاری کرده اند؟
نمی دانم چه کسانی و برچه اساس و اندیشه ای این روز را نامگذاری کرده اند اما همین که روزی را به نام کوروش نامگذاری کرده اند، بسیار امر فرخنده و خوبی است چرا که یادآور اندیشمند دانا، متفکر و دوست مردم است که در تمام کارها و اقداماتش مهرش متوجه ایرانیان و حتی متوجه مردمی بود که با او دشمن بودند و سرستیز داشتند.
- به اعتقاد شما چرا پادشاهی کوروش در ایران آنقدر مورد توجه مورخان و طرفداران حقوق بشر قرار گرفته است؟
کوروش دنباله پادشاهی بود که براساس آن همه استان ها و بخش ها در کار مملکت داری عدالت مدار بوده است و پیرو همان سازمان و برنامه پادشاهی بود که چند هزار سال پیش از او هم در ایران رواج داشته است. پادشاهی کوروش یک پادشاهی مردم سالارانه بود. از این بابت است که از او در ادبیات باستان آنقدر ستایش شده است. در زمان پادشاهی کوروش مردم آسایش داشته اند و به همین دلیل او را مورد تکریم و ستایش قرار دادند.
- چرا شما منشور کوروش را اولین منشور حقوق بشر در ایران نمی دانید و معتقدید پیش از او هم چنین قوانینی وجود داشته است؟
منشور کوروش شرح اقداماتی است که او در گرفتن سرزمین های متصرف شده انجام داده و همچنین سایر اقدامات خداپسندانه و بشردوستانه اوست. این منشور مطابق فرهنگ مردم ایران و بر پایه همه داده های نیاکان و افرادی است که پیش از او پادشاهی می کرده اند. در ایران باستان نظیر این منشور را در «یسنا»، «وندیداد» و... می بینیم که پیش از کوروش نوشته شده و در همه آنها به مواردی که در منشور کوروش آمده پرداخته شده است.
- چرا در ایران نسبت به سایر کشورها کوروش و منشور حقوق بشر او نادیده گرفته می شود و مغفول مانده است؟
برخی می خواهند نامنصفانه تمام تاریخ ایران را محو و سیاه نشان دهند اما مردمی که کوروش را دوست دارند او را شایسته تکریم و تقدیر می دانند. کسانی که از ریشه خود بریده باشند به ریشه و پای خود چوب می زنند و خواسته یا ناخواسته موجب حذف تاریخ نیکان خود می شوند.
برای شنیدن پیام های بیشتر اینجا را کلیک کنید
خوشبختانه باخبر شدیم سرور ابوالفضل عابدینی که از تاریخ ۹ تیرماه سال جاری در زندان بسر میبرد با قرار وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد گردیده است. ضمن آرزوی سلامتی برای ایشان، آزادی همه میهن پرستان در بند را از یزدان متعال خواستاریم.
من هیچ چــیز تازه ندارم کـــه به جــهان
بیاموزم،حقیقت و عدم خشونت به اندازه
کوهستانها کهن و قدیمی هستند. (مهاتما گاندی)
هرچند گاهی معلمی بزرگ ظهور می کند.معلمی که آنچه بدان کس را هدایت می کند اول خود به آن عمل کرده باشد و بعد به دیگران می گوید که چه سان می تواند بدان سیاق زیست.و گاندی چنین معلمی است.زندگیش برای طلب شوق انگیز حقیقت،احترام عمیق به حیات ، آرمان دل نبستن به هیچ چیز و آمادگی برای آنکه همه چیز در راه شناختن خدا فنا شود تاکید داشته است.
زندگی در نظرش به معنای حرکت بود بدین گونه بود که سراسر در تکاپو و تلاش بی وقفه بود برای دریافتن دردانه حقیقت برای او مذهب جنبه عقلی و اخلاقی داشت هیچ اعتقادی را که با عقل و وجدان سازگاری نداشت نمی پذیرفت.
در منظرش عالمیان همه برادرند. و هیچ بشری نباید بر دگری بیگانه باشد. رفاه و آسایش عمومی(سرودایا)باید هدف و غایت ما باشد.گاندی یک ایده آلیست عمل گرا است.
اما انچه مایلم تا بیشتر دربارش بنویسم چاره اش برای حل تمام مسائل ملی و بین المللی بود که نامش را عدم خشونت(اهیسما)می گذاشت.،در مبارزاتش برای استقلال هند اصرار می ورزید که باید روشهای تمدن آمیز عدم خشونت و تحمل رنج را به کار بست. آهیسما، یعنی مهربانی و نیکوکاری در حق تمام جانداران. یعنی پرهیز از تولید رنج، و یعنی ممنوعیت مطلق و کاملِ کشتن تمام جانداران
او رهبر سیاسی و معنوی هندیها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. . شیوهٔ مقاومت آرام با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق میکرد.
در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد میکرد. فلسفهٔ ضدخشونت گاندی روی بسیاری از جنبشهای مقاومت ضدخشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذاردهاست.
از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸ را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیونها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد میکردند. و امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی میشناسند. سوای اینکه بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگترین رهبران تاریخ تلقی میکنند، مردم هند از او با عنوان «پدر ملت» یاد میکنند. گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند
*ماباید از گناه نفرت داشته باشیم و نه از گناهکار
*روح مذهب اخلاق است
*هیچ کاری که آغاز گشت نباید رها شود مگر انکه از لحاظ اخلاقی نادرست باشد.
*شخص چون نمی تواند زندگی بیافریند حق ندارد آن را از کسی بستاند
*وقتی اولین بار شنیدم که یک بمب اتمی هیروشیما را نابود ساخته با خود گفتم اگر دنیا عدم خشونت را نپذیرد جامعه بشری به نوعی خودکشی خواهد پرداخت
*بهتر آن است زندگی ما معرف ما باشد تا حرفها و کلمات ما
*من با تجربه های تلخ زندگی ام اموخته ام که خشم خود را کنترل کنم همانطور که حرارت اگر محفوظ ماند به نیرو مبدل می شود.اگر خشم ما تحت کنترل دراید به قدرتی(عدم خشونت)مبدل می گردد که دنیا را تکان خواهد داد.
*وظیفه ما قضاوت خویش است نه قضاوت دیگران
منابع:همه مردم برادرند/ترجمه محمد تفضلی


